تبليغاتX
وست ويژن ، افتخار ايران و ايراني

وست ويژن ، افتخار ايران و ايراني

NETWORK MARKETING

كوهنورد

كوهنورد به سختي بالا مي‌رفت ... سنگ‌ها را يكي پس از ديگري محكم مي‌گرفت و خود را بالا مي‌كشيد. با اين كه هنوز به قله خيلي مانده بود، اما اگر از پايين نگاه مي‌كردي بسيار بالا آمده بود. سوز و سرما و كولاك تمام اطرافش را فرا گرفته بود و به سختي مي‌توانست به اطراف نگاه كند. اما او با اراده‌اي محكم به بالا مي‌رفت و سرسخت خود را بالا مي‌كشيد و عاشقانه به قله مي‌انديشيد.در اين كشاكش، ناگهان پايش لغزيد و دستانش از طناب كنده شد و لحظه‌اي بعد در ميان زمين و هوا پرتاب شد.كوهنورد حالا ديگر كوهنورد نبود. هر چه به بالا رفته بود با چنان سرعتي داشت به پايين برمي‌گشت. در اين ميان ... زماني كه به زمين پرت مي‌شده زندگي‌اش را مرور مي‌كرد. لحظات به سرعت باد مي‌گذشتند و او انگار كه فيلم زندگي‌اش را با دور تند نگاه كند ... مرور مي‌كرد. زنش ... بچه‌اش ... پدرش... مادرش... يك لحظه با تمام ذره ذره وجودش از خدا خواست كه زنده بماند... و هنوز لحظاتي نگذشته بود كه طنابش به جايي گير كرد و بين زمين و هوا معلق ايستاد.هوا تاريك و مه‌آلود بود. به طوري كه تا يك متري خود را نمي‌توانست ببيند. سوز بود و كولاك ... كوهنورد باز در دل دعا كرد كه خدايا... كمكم كن ...؟ نذار اينجا يخ بزنم و بميرم. هنوز دعا در دل كوهنورد گفته نشده بود كه ناگهان صدايي در اعماق دره پيچيد: «طناب را رها كن ... نجات خواهي يافت...».كوهنورد به اطراف نگاه كرد. صدا چنان عظمتي داشت و چنان آسماني بود كه وي را شگفت‌زده كرد، اما نتوانست بپرد. به پايين نگاه كرد. هيچ نمي‌ديد. سياهي محض بود و تاريكي...ندا دوباره برخاست: «خود را رها كن... و به زمين بنداز ... نجات خواهي يافت...» كوهنورد از ترس مي‌لرزيد ... از سرما هم ... نمي‌توانست ... نمي‌توانست به صدا اعتماد كند و تن به دره بسپارد ... و همچنان به طناب باقي ماند...هنگام صبح، كوهنورداني كه در راه رفتن به كوه بودند در سر راه پيكر بي‌جان و يخ زده كوهنوردي را ديدند كه از كوه با طنابي آويزان بود و در فاصله يك متري زمين جان سپرده بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

سوال در مورد بلاکيها

سئوال در مورد بلاکيها همانطور که میدانید ، شرکت مدتهاست که تصمیم گرفته تا از ادامه فعالیت افرادی که فقط نامشان در وست ویژن وجود دارد جلوگیری نماید . حتی این موضوع را مدتها با تاپلیدرهای شرکت در میان گذاشته بود و دلایل زیادی برای آن بیان شده است .در میان سوالهایی که از مهندس بابایی داشتیم در مورد بلاکیها بود که ایشان موارد زیر را خاطر نشان کردند . ( ضمن اینکه اعلام میشود بلاکیها طبق دستور مهندس فقط بایستی شامل افرادی میشد که دارای تعادل 10 به بالا بوده و یا مجموعه ای بیش از 200 نفر دارند و چهار ماه است که هیچ فعالیتی را ندارند ، که اشتباها گروهی از عزیزان نیز بلاک شده اند که تا جمعه شب همه باز خواهند شد ) هر شرکتی پالیسی یا سیاستهای کاری را در نظر داشته و یا بنا به شرایط آنها را تغییر میدهد تا بتواند حیات تجاری خود را ادامه دهد. شرکت وست ویژن به عنوان تنها شرکتی است که با وجود فشارهای بسیار ایستاده و با تمامی قوا سعی دارد تا بتواند نتورک مارکتینگ را در ایران به جایگاه خود برساند . حال که بعضی از نفوذی های دیگر نتورکها و یا شرکتهای خارجی میخواهند با خدشه دار نمودن نام وست ویژن به آن ضربه زنند ما با آنها بایستی مقابله نماییم . شاید خیلی از آقایان به مزاجشان خوش نیاید که بلاک میشوند . این آقایان شامل چند گروه میشوند . - یا ضد وست ویژن هستند و با نفوذ به آن سعی در تخریبش دارند - یا نفوذی شرکتهای ناسالم خارجی هستند - یا کسانی هسند که وست ویژن را رها کرده اند ولی سعی دارند باسرک کشیدن به سایت از وضعیت شرکت سر در بیاورند و آی دی هایی که زیر مجموعه آنها هستند را نیز تخریب نمایند . - کسانی هستند که قبلا کار میکردند ولی به دلایل آموزشی و یا موارد دیگر امکان ادامه فعالیت ندارند . - افرادی هستند که از وست ویژن رفته اند ولی آی دی آنها سود دریافت میکند و آنها هفته به هفته می آیند و ایبانکشان را بدون هیچ زحمتی از طریق دیگران نقد میکنند و با آن همه قصد ضربه زدن به وست ویژن را دارند . - افرادی هستند که منتظر هستند تا سختی های وست ویژن تمام شوند و در زمان آرامش لذت داشتن مجموعه را بچشند و از زحمات بسیاری لیدرهای غیرتمند که در تمام سختی ها ایستاده اند استفاده کرده و در زمان آرامش پول خود را نقد کنند و خیلی گروههای دیگر . اما آقایان حفاظت از وست تنها وظیفه من نیست . بلکه بایستی از طریق تمامی شما عزیزان هدایت شود . من تحت هیچ عنوان حاضر نخواهم بود تا شرکتی را هدایت کنم که محلی امن برای شرکتهای ناسالم باشد . پرونده ای را داریم که اعلام کرده اند ما وست ویژنی هستیم ولی ایشان را گرفته اند . بعد فهمیده ایم که کوئستی بوده اند و از این طریق میخواسته اند گروه خود را هدایت کنند و در صورتی که برای آنها با نام وست ویژنی مشکلی پیش آمد شرکت وکیلش را میفرستد و آنها هم حمایت میشوند . و یا اینکه گروهی که شرکت آنها را دیگر به عنوان لیدر خود قبول ندارد ، به هنگام پرزنت شرکتی دیگر دستگیر میکنند و میگویند ما در وست ویژن هستیم . اینهم جایگاهمان . اطلاع کسب کرده ایم که در شرق تهران فعالیتهایی با نام وست ویژن میکنند ولی ... .بسیاری از این موارد توسط پلیس به ما اطلاع داده شده است . حال شما میخواهید چگونه این افراد را شناسایی کنیم ؟؟؟!!! حتی ما به لیدرها در نهایت احترام اعلام کردیم اگر ایمان دارید که این افراد استحقاق باز شدن بلاک را دارند شما توصیه کنید و ما بلاک او را باز خواهیم کرد . مسوولیت فعالیت نامردهایی که وطن فروش هستند و در وست ویژن فقط نام دارند را شما میپذیرید که من با آنها کاری نداشته باشم ؟؟؟ خود من میدانم بعضی از افراد این میان ممکن است بی دلیل بلاک شوند . اما مهمترین دلیل اینست که این افراد نتوانسته اند فعالیت درستی از بازاریابی داشته باشند . حال که امکان درآمد زایی از طریق ثبت نام در کلاسهای آموزشی و یا سولار آمده آیا شما راضی میشوید افرادی که وست ویژن را رها کرده اند برای هیچ فعالیتی پولی را دریافت کنند ؟ آیا شما از لحاط امنیتی میتوانید هجمه افراد ناسالمی که فقط بخاطر داشتن نام در وست ویژن هرکاری را انجام دهند و در صورتی که توسط پلیس و یا مراکز ذیصلاح قانونی مورد بازجویی قرار میگیرند بگویند ما بازاریابان وست ویژن هستیم و اینهم جایگاهمان !! برای خودشان هم اورد میدهند که ما به وکیل شرکت میگوییم بیاید و رسیدگی کند . اگر شما میتوانید و مسوولیتش را قبول میکنید من نیز آن را انجام میدهم . اگر میخواهید از وست ویژن حفاظت کنیم بایستی محیط آن را از فعالیت افراد ناسالم پاکسازی نماییم . اگر راه بهتری برای شناسایی این افراد دارید بفرمایید ما عمل کنیم . حتی ما اعلام کرده ایم اگر شخصی بگوید من در این مدت فعالیت نداشته ام ولی حالا میخواهم داشته باشم ، ما پس از درخواست کتبی و تحقیق در مورد ایشان ، دفتر کاریش را باز خواهیم کرد . همچنین که اعلام کرده ام قصد ما شناسایی افراد و همچنین ارتباط بیشتر زیر مجموعه ها بالیدرهایشان است و اینکه بدانند کسی که به مرتبه ای از بازاریابی میرسد که به لیدر بگوید بایستی به او احترام گذاشت و با او همکاری داشت چرا که او در مجموعه او کار میکند و شاید روزی بایستی برای تایید شدنش برای شرکت از او نظر سنجی شود . اگر کسی هم لیدرش اصطلاحا آف شده است و فعالیتی ندارد با دادن درخواست کتبی و تحقیق شرکت در زمینه او به عنوان مرتبط با مجموعه اش شناخته شود . سعی کرده ایم تا این مسائل را قبل از اینکه انجام شود با لیدرها در میان بگذاریم . حتی در دبی نیز اعلام کردیم . همین جا نیز اعلام میکنم هر کسی که فکر میکند با مباحث مطرح شده میتواند راه حل بهتری را ارائه کند ، من کاملا آمادگی آن را دارم . به صورت کتبی به شرکت اعلام نماید . در نهایت اعلام میکنم من و مجموعه زحمتکش لیدرهای توانمند شرکت نمیدویم تا وست ویژن را سر پا نگهداریم و گروهی بخواهند وست ویژن را منبعی برای رسیدن به مقاصدی نا معلوم و مجهول نمایند . تمامی مشتریانی که از شرکت خرید کرده اند محترم بوده و بلاک نمیشوند بلکه افرادی که فقط قصد دارند تا نام خود را در وست ویژن نگهدارند بلاک خواهند شد . وست ویژن تاپ لیدرز
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

مرد عارف

در دهكده‌اي زماني مردي زندگي مي‌كرد كه بسيار فرد خوب، مهربان و عارف‌مسلكي بود. شبي از شب‌ها كه او مشغول راز و نياز و مراقبه بود جمعي فرشته در كنار وي مي‌روند و به او مي‌گويند كه چند روز بعد در اين سرزمين توفان شديدي خواهد شد و باران بسياري خواهد باريد ... اما تو نگران نباش ... خداوند تو را نجات خواهد داد. آن شب گذشت و مرد كه بسيار خشنود بود و راضي شب‌ها به مناجات مي‌پرداخت و روزها آن خبر سيل و توفان را به مردم مي‌گفت و اكثر مردم چون او را دوست داشتند به حرفش اعتماد مي‌كردند و خود را براي روز موعود آماده مي‌كردند. از قضا چند روز بعد توفان شديدي درگرفت و باران سيل‌آسايي شروع به باريدن كرد، آب با سرعت و قدرت زيادي همه جا را دربر مي‌گرفت و مردم سراسيمه به بالاي تپه‌ها و كوه‌هاي اطراف هجوم مي‌بردند. مرد عارف درخانه بود و همچنان به راز و نياز مشغول بود. تعدادي از مردم به سراغش رفتند تا او را نيز با خود ببرند ... اما مرد گفت كه با آنها نخواهد رفت چون خداوند خود او را نجات خواهد داد. باران همچنان با سرعت سيل‌آسا مي‌باريد و توفان با قدرت در حال ويراني خانه‌ها بود. اكنون آب تا سقف خانه‌ها بالا آمده بود و بعضي از مردم كه نتوانسته بودند فرار كنند بر بالاي بام‌ها به انتظار نجات بودند. مرد عارف نيز چنين بود. او بر بالاي بام خانه نشسته بود و انتظار مي‌كشيد. ديگر آب كم‌كم داشت بام خانه‌ها را هم مي‌پوشاند و لحظاتي بعد حتي بر بام هم نمي‌شد ايستاد. ناگهان از دور قايقي به سمت مرد عارف رفت. چند نفر كه از ارادتمندان مرد عارف بودند براي نجات وي در آخرين لحظات به كمك وي شتافته بودند، اما باز مرد عارف گفت كه با آنها نمي‌رود و در انتظار نجات خداوند خواهد ماند. هر چه اصرار ارادتمندان وي بيشتر مي‌شد امتناع مرد عارف نيز بيشتر مي‌گرديد و اين چنين بود كه مردان وي را تنها گذاردند و به سرعت دور شدند. آب بالا و بالاتر آمد و لحظاتي بعد مرد عارف در ميان سيل و باد و توفان جان سپرد و پيكر بي‌جانش بر سطح آب‌ها روانه شد.بعد از مرگ روح مرد عارف به بالا رفت ... بله او ديگر مرده بود و غرق در شگفتي كه پس چرا اين طور شد! در همين افكار بود كه ديد همان چند فرشته‌اي كه آن شب در خانه‌اش آمده بودند نزديك مي‌شوند. مرد با ناراحتي گفت: ... پس چرا من نجات پيدا نكردم؟ فرشتگان با لبخند جواب دادند: آخر مرد حسابي ... خداوند بارها و بارها براي نجات تو آدم‌ها و قايق‌هاي نجاتي فرستاد تا تو را به راحتي نجات دهند ... حتي آخرين لحظه نيز جمعي از هوادارانت را كاري كرد كه تو را به سرعت پيدا كنند و نجاتت دهند...! تو خودت نفهميدي و همين نفهميدنت باعث مرگ شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

مصاحبه با مهندس بابايی (بخش اول)

مدتها بود مصاحبه ای با شما نبود و یا بهتر بگوییم اجازه نمی دادید . حال زمان را بسیار مناسب دانسته ضمن تشکر از اینکه وقت خود را به ما دادید ، هم چند سوال داریم و هم اینکه از خود شما میخواهیم اگر اطلاعاتی هست به اعضاء و بازاریابان وست ویژن بدهید ممنون میشویم .

 

- اگر مصاحبه ای نبود دلایل متعددی داشت . مهمترین آن این بود که با بسیاری از مدیران ارشد و لیدرها در تماس بودیم و اطلاعات میدادیم و از طرفی دیگر متاسفانه در وست ویژن به عنوان یک سنت و یک باب درآمده بود که همیشه بایستی خبر خوب شنید و شرکت همایش داشته باشد و هزاران کار دیگر . ولی بزرگ شدن یک مجموعه را در زیر فشار بودن و بحران داشتن و امتحان دادن تجربه کرده ایم و باید بدانیم ما در ابتدای راه هستیم . خود شما میدانید که چندین بار خواسته اید تا دایره فعالیت  تاپلیدرز بیشتر شود ولی من به شما اجازه نداده ام چرا که میگویم باعث خواهید شد تا دیگر وبلاگها از فعالیت خارج شده و فقط کپی برداری کنند . یعنی از شکوفایی دیگر وبلاگها جلوگیری خواهد شد .  شاید تنها مدیر عاملی باشم که با تمام درگیریهای کاری که دارم سعی کرده ام تا یک فرهنگ جدیدی از وبلاگ نویسی را ارائه دهم . فرهنگی که رسالت اصلی وبلاگ نویسی که همان آگاهی رساندن و پخش شعور و معرفت از طریق اطلاع رسانی درست و خارج از دروغ و نیرنگ باشد . شما اگر خوب دقت کنید با یک برنامه ریزی چند ماهه توانستیم بزرگترین و با اتحاد ترین گروه وبلاگ نویسی را در یک مجموعه جمع کنیم . اول با آوردن تاپلیدرز در سایت رسمی شرکت و بعد از مدتی برداشتن نام او از سایت و هدایت اتحاد دیگر وبلاگها .

* در مورد استپ 8 ، چه موقع میتوان امکان برداشت و یا انتقال را به آن داد ؟

- ببینید ما زمان فعال شدن استپ 8 را در سایت جدید رویارو بودیم ولی افرادی را که از شهریور سال گذشته بودند را شامل دریافت این استپ نمودیم . یعنی چند ده هزار نفر وارد لوپ دریافت استپ 8 شده اند ولی گروه کمی از بازاریابان استپ 8 از آنها کم میشد . یعنی دریافت با پرداخت برابری نداشته و ندارد . اما شرکت با یک فرمول خود نیز پرداختی هایی داشته . متاسفانه هنوز فردی به سقف 25000 تومان نرسیده . اما انشاء الله تا کمتر از 1 ماه آینده خبر خوبی نیز برای همین موضوع خواهیم داشت . اما مهمترین تغییر این است که افراد به هر میزانی که در دفتر کار خود از استپ 8 دریافتی داشته باشند علاوه بر مشاهده آن امکان جابجایی به ایبانک دیگر افراد را نیز خواهند و داشت و یک سری تغییرات دیگر .

* در مورد بای سولار چه خبر ؟

- ما تمامی وقت و قدرتمان را برای این پلان گذاشته ایم . از تهیه کالا گرفته تا برنامه نویسی همه و همه برای این پلان برنامه ریزی شده است . اگر خوب نگاه کنید خواهید دید که به واقع انقلابی عظیم در زمینه فروش کالا در حال اتفاق افتادن است .

* اعضا دوست دارند تعداد بیشتری از کالاها را در سایت ببینند و میگویند آیا امکان تنوع بخشیدن در آن وجود دارد و اگر وجود دارد کی شاهد آن خواهیم بود ؟

- در این زمینه با لیدرها صحبت بسیار کرده ایم . حتی در دبی نیز به آنها اعلام کرده ام . خیلی دوست دارم نگاههایتان حرفه ای باشد . شما اگر خوب نگاه کنید ، کامیونیتی یا همان جامعه بزرگ وست ویژن آنقدر بزرگ هست که به واقع نمیتوان برای تعداد1000 عدد یا 2000 عدد از یک قلم کالا فکر کرد . چرا که در مدت زمان بسیار کوتاه به فروش میرود و تمام میشود . بطور مثال جورابی را که میفروختیم ، چه کسی باور میکرد که بیش از 24000 عدد فروش برود و حتی امکان تولید به موقع نداشته باشیم . گاهی اوقات میبینم که افراد میگویند فلان سایتی شروع به فعالیت کرده که 30 یا 40 نوع محصول دارد . پاسخی که دادم این بود که همین موضوع 1 سال پیش در مورد یک شرکت دیگر مطرح بود که نوت بوک و پی دی ای و چند محصول الکترونیکی را به فروش گذاشته بودند ، کمی که بزرگتر شدند شروع به فروش کتابهای اتوکد 2004 و سی دی های بسیار بی ارزش کردند . اولین روز یک سایت کوچک داشتن 30 یا 40 کالایی که منابع آن جالب اینست که تولید کنندگان خود وست ویژن هستند کار عجیب و غریبی نیست . آینده زمانی که انشاء الله بزرگتر شدند باز آنها را خواهیم دید .ما نمیخواهیم کار ظاهری انجام دهیم . در حال حاضر وست ویژن بدلیل بزرگی مجموعه کاری خود بایستی به مباحث متعددی توجه داشته باشد . اول آنکه در حال برنامه ریزی و کار روی کالاهایی هستیم که امکان تحویل لحظه ای به هنگام خرید داشته باشد . یعنی اینکه پس از اینکه فرد را پرزنت نمودید ، در صورت تمایل به خرید ، اول کالا را به او تحویل بدهید و در همان لحظه نیز پول را دریافت کنید . یعنی انقلابی در نتورک . یعنی به هنگام تبادل پول کالا را نیز تحویل دهید . خوب عزیزان این نیازمند یک مجموعه بزرگی از کالاها میباشد که اول بایستی تولید شده ، در انبار گذاشته و پس از آن به فروش برسانیم . همین تجربه را در سولار داشتیم . پلان سولار چندین ماه پیش طرح ریزی شد ولی میبینیم که یک هفته است که عملیاتی شده است و امکان فروش آن فراهم شده . چرا که سرمایه گذاری زیادی کردیم تا کالا تولید شود و پس از آن به فروش رسانیم .الان با افتخار میتوانید برای اولین بار پس از پرزنت کالا را همان موقع تحویل دهید . به مسوول بخش کالاها اجازه سرمایه گذاری و خرید تا سقف یک میلیارد تومان را داده ایم و اعلام کرده ایم تا با سرمایه گذاری در بخش های متفاوت سعی کنند تا کالاهای خوبی را تولید کرده و به فروش رسانیم . چون میخواهیم بعد از پرزنت کاری ، افراد امکان تحویل لحظه ای کالا را نیز داشته باشند بنابراین زمان بر است .

* در مورد سیم کارت چه خبر ؟

- متاسفانه کارهای اداری آن به سال جدید میلادی برخورد کرد و ماه ژانویه که همه چیز به تعطیلی کشیده میشود مصادف شد . همین امر باعث شد تا به تاخیر بیافتد . اما خیلی سریع آماده خواهد شد .

* چرا سیم کارت را انتخاب نمودید ؟

- در دنیای امروز بایستی ببینید که چه چیزی میتواند شما را از دیگر رقبا قدرتمند بسازد . از طرفی چونه میتوانید بازار خود را گسترش دهید . عطش گسترش وست ویژن باعث شد تا به سمت کالاهای مخابراتی برویم . از طرفی میدانیم که ساختارهای مخابراتی کشورهای خاورمیانه نیاز شدیدی به ایده ها و طرحها و برنامه های جدیدی دارد . انقلابی در عرصه مخابرات در حال اتفاق است که ما بایستی از آن بهره میبردیم . هوشمند کسی است که سوار بر فرصتهای جدید شود . البته راز ماندگاری وست ویژن نیز همین تغییرات بوده و هست .

* فرمودید که بر روی محصولات مخابراتی سرمایه گذاری میکنید . میتوانید از دیگر محصولات نیز نام ببرید ؟

_ بله . برای بحث ارتباطات در حال به اتمام رسانی یک طرحی هستیم که افراد بتوانند از سایت وست ویژن به تمام دنیا با پایینترین قیمت تماس حاصل نموده و گزارش آن را در دفتر کار خود داشته باشند . یعنی وارد دفتر کار خود شده و کافی است که یک میکروفون و بلندگو در کنار کامپیوتر خود داشته باشند . آنگاه بدون هیچ مشکلی با پایینترین قیمت با دیگر کشورها تماس حاصل نمایند . انشاء الله در کمتر از یک ماه آینده پروژه را به اتمام میرسانیم . خود این محصول که بیشتر در سایت VastGoal  برایش برنامه ریزی شده  به عنوان یک محصول قابل ارائه و فروش در تمامی نقاط دنیا مطرح خواهد بود . البته در سایت جاری وست ویژن نیز قابل فروش میباشد .

* بعضی افراد سوال میکنند که لیدرشان وست ویژن را ترک کرده و به نتورک جدید پیوسته و یکی از دلایل آن را نیز اینگونه عنوان کرده که مدیر عامل قدر مرا نمیداند و با او مشکل دارم و از این قبیل صحبتها ، اگر ما بخواهیم فعالیت کنیم ، آیا شرکت حمایت خواهد کرد یا خیر ؟

-  ببینید در راستای رسیدن به اهدافی که در پیش روی داریم فقط نیازمند افراد حرفه ای هستیم و بس . من شخصا اجازه نمیدهم افراد غیر حرفه ای و آماتور دور و بر مرا بگیرد . با تمام احترامی که به این افراد دارم ، برایشان نیز آرزو میکنم هرجایی که هستند سعی کنند حرفه ای فکر کنند . تمامی زیرمجموعه های این افراد تحت حمایت شرکت قرار دارند و خواهند داشت به شرطی که بخواهند حرفه ای فکر کرده و عمل کنند

* آیا فکر میکنید زمانی باشد که وست ویژن نابود شود ؟

- از ته قلب بگویم ؟

* بله . خواهش میکنیم .

- خیر . من نبودم که وست ویژن را ساختم و بزرگترش نمودم . این نیات و آرزوهای دست جمعی بوده و اهدافی که در پیش روی داریم عامل ماندگاری و اول بودن وست ویژن بوده . صداقت عامل ماندگاری وست ویژن بوده و خواهد بود . هر بار بحرانی پیش آمد همه میدانستند که ما پیروز بیرون خواهیم آمد . آیا از بسته شدن دفتر بد تر بود ؟ اگر روزی وست ویژن به نابودی کشانده شد بدانید که تصمیم بر از بین بردن آن گرفته ایم !!!

* منظور شما چیست ؟

- ببخشید اما نامردی زیاد شده . نمک میخوردند و نمکدان میشکنند . بعضی از افراد دارند به سویی میروند که بسیار احساس خطر میکنم برای آینده نتورک مارکتینگ . اگر شرکت میزنند مسئله ای نیست چرا با تخریب سعی در بزرگتر کردن خود دارند ؟!! امروز به من اطلاع دادند که در یکی از شهرستانها به سراغ تولید کنندگان شرکت رفته اند و گفته اند هر چقدر وست میدهد ما بیشتر به شما میدهیم . گفتم به آنها بگویید که آدم بایستی عقل معاش داشته باشد . خودتان تصمیم بگیرید . مجموعه ای که سفارشات آنچنانی میدهد یا آینده آنچنانی از یک گروه جدید که اخلاقیات را نمیفهمند و فقط به جامعه نتورک ضربه میزنند . اگر وست ویژن باعث شد تا نتورک در ایران جان بگیرد و با تمامی مخالفتها اعاده حق کنیم ، اگر بداند که نتورک به سویی میرود که برای کشور خطر آفرینی میکند خود را کنار میکشد . مگر خود شما اعضا از آن دفاع کنید . از این صنعت دفاع کنید . مورد دیگر اینکه ، وست ویژن دیگر محصور به ایران نیست . دفتر دبی ،  ترکیه و جدیدا هم کانادا .

* منظور تان از کانادا چیست ؟ یعنی شرکت در آنجا نیز به ثبت رسیده ؟

- مراحل پایانی کار در حال انجام است . انشا ء الله اگر مشکلی پیش نیاید تا آخر هفته آینده شماره ثبت و نام ثبتی را خواهیم گفت . در این مدت نیز با گروهی که قرار است در ونکوور کانادا کار را شروع کنیم صحبت میکردیم . کا را به انتها رساندیم و توافقات نیز نهایی شده است . از من نیز یک موسسه نتورک مارکتینگ در کانادا دعوت کرده تا سمیناری را در زمینه پلان بای سولار در آنجا داشته باشم که برنامه ریزی آن شروع شده . وکیلی نیز برای ثبت نام پلان بایسولار در کانادا هماهنگ کرده ایم که همانند ایران دزدانی نیایند پلان ما را بردارند و آن را ناقص انجام دهند .

 

بخش دوم مصاحبه انشاء الله برای فردا خواهد بود

وست ویژن تاپ لیدرز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

عکسهایی از دفتر جدید کمپانی وست ویژن :

درب ورودی

نمایی ذیگر از درب ورودی

 

منبعse7en-vision

آیا میدانید شرکت( ام وی) پس از ۵ سال توانست مجوز قانونی بودنش را در آمریکا

 بگیرد ولی شرکت وست ویژن توانست مجوز قانونی بودنش را ظرف ۲ سال در

جمهوری اسلامی بگیرد ؟

شرکت وست ویژن بعنوان اولین نتورک قانونی در این هفته تابلوی بزرگ خود را بر

 سردرب ساختمان اختصاصی دفتر مرکزی نصب خواهد کرد .

این نشانگر شعور بالای مسئولین در ایران میباشد و آماده باشید که جشن

 ۲ سالگی وست ویژن بزودی گرفته خواهد شد . این خبر تقدیم به کسانی

 که در راه رسیدن به اهدافشان پایمردی از خود نشان دادند و از جان مایه

 گذاشتند .خسته،ناامید و دلسرد نشدند و همواره در کنار ما بودند با جهل

مبارزه کردند و حال شاهد این پیروزی بزرگ هستند .

 آفرین بر این همیت و غیرت ایرانی

منبع:تیم آموزشی وست ویژن

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

شماره تلفن های دفتر نمایندگی شرکت کیش وست ویژن اینتر نشنال

با سلام خدمت دوستان و همکاران  گرامی

 از این پس می توانید ( تا اطلاع رسمی از طرف سایت وست ویژن )  با شماره تلفن های زیر با دفتر نمایندگی شرکت کیش وست ویژن اینتر نشنال در ارتباط باشید .

۸۸۵۵۲۱۲۴   -    ۸۸۵۵۲۱۲۵   - ۸۸۷۲۱۹۹۲    -  ۸۸۷۰۴۶۵۲

 

با تشكر از وبلاگ se7en-vision

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

شبکه دو سیما ، نام و آرم وست ویژن ، ساعت 8 صبح 19/10/85 :

داغ داغ

 

شبکه دو سیما ، نام و آرم وست ویژن ، ساعت 8 صبح

 

 خبر داغ  :

 

امروز بار دیگر اقتدار وست ویژن در رسانه عمومی ، شبکه دو سیما ، توسط مدیر عامل با لیاقت و قدرتمند آن ، حدود ساعت 8 صبح خود نمایی کرد به طوری که این بار نام و آرم وست ویژن به طور علنی و وضوح کامل در پیش چشم میلیونها بیننده ایرانی پخش شد .

 

جناب مهندس بابایی طی این مصاحبه مطبوعاتی به عنوان کارشناس صنایع دستی فرمودند :

برای فروش صنایع دستی بهترین ابزار تجارت اکترونیک است

 

منبع : شبکه دو سیما ، حدود ساعت 8 صبح ، برنامه مردم ایران سلام ، به تاریخ امروز 19/10/85

 

با تشکر از وبلاگ مشهد وست

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

ثبت نام دوره های آموزشی

شرح وضعیت قيمت تاريخ شروع تاريخ پايان حد نصاب قبولی بالاترین نمره  
2 ICDL دوره آموزشی ICDL دوره آموزشی 300000 11/20/2006 12:00:00 AM 1/20/2007 12:00:00 AM 0 100 Register
3 Networkmarketing-تجارت الکترونیک آشنایی با مفهوم تجارت الکترونیک 500000 1/10/2007 12:00:00 AM 2/25/2007 12:00:00 AM 0 100 Register

 

موفق باشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

درباه پلان آموزشی (منبع : سایت رسمی شرکت)

امروزه عرصه رقابت در میان تمامی شرکتها و موسسات و حتی میان کشورها بالا گرفته و همه شرکتها سعی دارند تا با پیشی گرفتن از یکدیگر در به دست گرفتن سهم بازار سهم مورد توجه ای را داشته باشند . الان دیگر در دنیا بحث تولید بعد از بحث بازاریابی مطرح است . چرا که رقابت بین تولیدکنندگان در صحنه بازاریابی خود را عیان ساخته و تولید مرهون بازاریابی است . اگر در گذشته تولیدی انجام میشد ، از تعداد رقبای کمتری برخوردار بود و پیدا نمودن بخشی از بازار بسیار سخت نمی بود .

بطور مثال در 10 سال گذشته ایران ، اگر میخواستید کارخانه نوشابه سازی را دایر کنید ، برای پیدا کردن بازار خیلی زحمت زیادی را نمیکشیدید .ولی الان تولید نوشابه بسیار راحت شده ولی بازاریابی آن بدلیل وجود رقبای بسیار زیاد ، خیلی مشکل شده و با ترفندهای مختلف بازاریابی میبایستی که مشتری را برای خرید نوشابه تولیدی خود ترغیب نمایید .

با ورود بازاریابی شبکه ای در ایران موجی جدید از فهم بازاریابی مدرن و نو در جامعه ایران شکل گرفت . ولی متاسفانه نوع ناسالمی از این نوع بازاریابی شکل خود را در ایران گرفت . چرا که شرکتهای ناسالم خارجی که امکان فروش در کشورهای پیشرفته که فرق بین بازاریابی شبکه ای سالم و طرح هرمی (نوع ناصحیح بازاریابی شبکه ای) را میدانستند را نداشتند به سوی کشوری همچون ایران هجوم آوردند و پیامد آن فرهنگی ناصحیح از بازاریابی شبکه ای را در اذهان مردم جای انداختند و از اصل موضوع بازاریابی شبکه ای د.ور شدند

با توجه به تمامی موضوعات فوق شرکت وست ویژن با تحقیقات بسیاری در زمینه بحث علمی بازاریابی شبکه ای و طراحی پلانهای قانونی و ابداعات نوین در این زمینه و از طرفی با بومی سازی این نوع فروش در ایران به عنوان اولین شرکت ایرانی ( و به عنوان تنها شرکت ایرانی که در اساسنامه ثبتی خود سیاست و نحوه فروش محصولات خود را به صورت نتورک مارکتینگ اعلام نموده است ) فعال در زمینه نتورک مارکتینگ ، سعی نمود تا با ارئه یک راه حل کامل در زمینه مقابله با فرهنگ ناصحیح وارداتی از سوی شرکتهای به اصطلاح نتورک ، گام مهمی در زمینه ارائه یک الگو و فرهنگ درست تجارت به صورت بازاریابی شبکه ای برداشته باشد . بیش از 9 ماه پیش تیم قدرتمندی در زمینه تدوین روش صحیح بازاریابی شبکه ای که با فرهنگ کشور ما سازگار بوده و از طرفی با قوانین بین المللی و استانداردهای موجود در کشورهای پیشرفته و پیشرو در این زمینه باشد توسط نظارت مستقیم مدیر عامل شرکت شروع به کار نمود و پس از جمع آوری اطلاعاتی بیش از یازده هزار صفحه موضوع در زمینه های مختلف از منابع داخلی و خارجی مجموعه ای را تدوین نمود که بتواند نیاز داخل کشور در زمینه دانش این نوع از بازاریابی را برآورده نماید و از طرفی بتواند با الگوهای مخرب و وارداتی شرکتهای خارجی مقابله نماید .

لذا از تمامی علاقمندانی که قصد دارند تا روش صحیح بازاریابی شبکه ای را آموزش ببینند دعوت میکنیم تا با شرکت در کلاسهای مجازی مربوطه با شناخت بهتر و شایسته تری در زمینه بازاریابی شبکه ای قدم بردارند .

برای کسب اطلاعات بیشتر ، با مدیران ارشد بازاریابی خود تماس حاصل فرمایید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

سمت دیگر دعا

شيوانا در حالي كه ترازويي مقابلش گذاشته بود مشغول درس دادن به تعدادي از شاگردانش بود. در اين حين مردي خسته و پژمرده نزد شيوانا آمد و به او گفت كه به خاطر خيانت دوستانش در تجارت دچار ورشكستگي شده است. به خاطر بي سرمايگي زن و فرزندش او را به حال خود رها كرده اند و رفته اند. دوستانش همه او را تنها گذاشته اند و تحت فشار شديد مالي است. مرد به شيوانا گفت كه به شدت افسرده است و ديگر اميدي به ادامه زندگي ندارد.

شيوانا به ترازوي مقابل خود خيره شد و تبسمي كرد و گفت: «همين كه نزد من آمدي نشان مي دهد كه هنوز روزنه اميدي در وجودت هست. از من چه مي خواهي؟»

مرد سرش را پايين انداخت و با شرمندگي گفت: «همه در اين سرزمين مي گويند شما به خالق هستي از بقيه نزديك تريد! خواستم برايم دعايي كنيد كه سختي اين مشكلات برايم كم شود و راه چاره اي براي مشكل من پيدا گردد!» در اين لحظه مرد بغضش تركيد و به گريه افتاد.

شيوانا بدون آن كه به مرد نگاه كند قلم و كاغذي به مرد داد و از او خواست تا هر چه را از خالق هستي مي خواهد، روي يك تكه كاغذ بنويسد. مرد آهي كشيد و كاغذ و قلم را گرفت و در آن درخواستش از خداوند عالم را نوشت. او از خدا خواست تا سختي و سنگيني مشكلات را برايش كمتر كند و راه چاره اي براي رهايي از اين مشكلات در اختيارش قرار دهد.

شيوانا كاغذ را از مرد گرفت آن را در يك كفه ترازو قرار داد. آن گاه سنگي از روي زمين برداشت و در كفه ديگر گذاشت. كفه كاغذ بلافاصله بالا آمد. شيوانا مدتي به ترازو خيره شد و آن گاه كاغذ را از ترازو برداشت و به مرد پس داد و گفت: «برو و چهل روز ديگر نزد من بيا و به من بگو كه وضعت چه تغييري كرده است؟!»

مرد مات و مبهوت كاغذ را گرفت و رفت.

چهل روز بعد شيوانا دوباره ترازو را مقابل خود گذاشت و درس دادن به شاگردانش را شروع كرد. در اين بين، دوباره همان مرد نزد شيوانا آمد، اما اين بار بسيار سرزنده تر و سرحال تر از قبل بود و چند صفحه كاغذ پر از درخواست هايش را در دستانش پنهان كرده بود.

شيوانا نگاهي به ترازو انداخت و با تبسم از او پرسيد: «آيا در اين چهل روز تغييري در اوضاع ايجاد شد!؟»

مرد با اعتماد به نفس گفت: «هنوز نتوانسته ام دوستي را كه به من خيانت كرد، پيدا كنم. اما تصميم گرفته ام به تجارتي جديد دست بزنم و از مسيري ديگر به كسب و كار بپردازم. ديگر نااميد و ناراحت نيستم.

دوري از زن و فرزند هم برايم قابل تحمل شده است. در اين چهل روز هم قدم هاي مثبت و بزرگي برداشته ام كه در آينده اي نزديك جواب مي دهد خلاصه دعاي شما كار خودش را كرد!»

شيوانا در حالي كه به كاغذ هاي دست مرد خيره شده بود پرسيد: «در اين كاغذ ها درخواست ها و دعاهاي جديدت از خالق هستي را نوشته اي اين طور نيست!؟»

مرد شرمنده سري تكان داد و آن ها را به سوي شيوانا دراز كرد و گفت: «مي خواستم اين كاغذ ها را هم دوباره با ترازوي خود متبرك سازيد!»

شيوانا كاغذ ها را از مرد گرفت. آنها را در يك كفه ترازو گذاشت و در كفه ديگر يك تكه سنگ بزرگ ديگر گذاشت. كفه كاغذ ها به سرعت بالا رفت.

شيوانا مدتي به كاغذ ها خيره شد و سپس آن ها را به مرد پس داد و به او گفت كه دوباره چهل روز بعد نزد او بيايد.

وقتي مرد رفت يكي از شاگردان شيوانا با تعب از او پرسيد: «استاد! در اين چهل روز چه اتفاقي براي اين مرد افتاده بود و راز ترازوي شما چيست؟!»

شيوانا به ترازو خيره شد و گفت: «براي حل مشكلات و سختي ها از خالق هستي مي توان به دو شكل درخواست كرد. يكي اين كه بخواهيم مشكلات و مصائب سخت و بزرگ را از سر راه ما بردارد و روش دوم اين است كه از خدا بخواهيم صبر و طاقت و تحمل ما را افزايش دهد و دل هاي ما را بزرگ كند تا ديگر مشكل سرراهمان، برايمان بزرگ و سخت ننمايد. راز توفيق اين مرد هم همين است. من سنگ را در كفه اي از ترازو گذاشتم تا كفه كاغذ تقاضاي مرد بالاتر آيد. به اين ترتيب سنگ مشكلات در نظر مرد كوچك و بي مقدار جلوه كرد  دلش آرام گرفت و ذهنش فرصت يافت تا بي اعتنا به آزار ها و سختي هاي مشكلاتش به فكر راه چاره بيافتد. اين مرد اكنون آمادگي لازم براي عبور از اين مشكلات را دارد. چرا كه قلبش وسعت يافته و ديگر سنگيني مصائب برايش مثل گذشته نيست. او اكنون از گذشته خودش و از اطرافيانش بسيار قوي تر است و نشانه آن هم اين همه كاغذ و درخواست جديد بود كه از من خواست در كفه بالاتر ترازوي آرزوهايش قرار دهم. راز ترازو همين است! خداوند يا توفان زندگي تو را آرام مي سازد و يا نه برعكس توفان را شديد تر و سخت تر مي كند اما در مقابل تو را آرام مي سازد و قلب تو را مطمئن و اين توانايي را به تو مي دهد تا با آرامش از سخت ترين توفان ها به سلامت عبور كني. ترازو راه دوم درخواست از خالق هستي را به ما نشان مي دهد.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

آموزش زبان انگلیسی به صورت زنده و از طریق اینترنت آغاز شد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

گفتگوي اينترنتي با مراجع عظام

 

 

Shia_Product.gif

ارتباط آسان شيعيان با دفاتر مراجع عظام و کارشناسان علوم اسلامي، در راستاي پاسخگويي به سوالات شرعي و رفع شبهات، يکي از اهداف طرح ارتباط شيعي است که مبتني بر فناوري انتقال گفتار از طريق اينترنت و با تکيه بر دانش فني داخل کشور، پياده‌ سازي شده است. در اين طرح شيعيان ميتوانند پس از انتخاب دفاتر مراجع يا کارشناسان علوم اسلامي، سوالات خود را به صورت گفتاري بپرسند. در اين روش، پاسخگويي به سوالات اولا به صورت زنده است و ثانيا پاسخگوها به زبانهاي مختلف، جوابگوي سوالات هستند.

اين برنامه با همکاري ستاد پاسخگويي به مسايل مستحدثه ديني دفتر تبليغات حوزه علميه قم اجراء مي شود

شما می توانید با یكی از كدهای كاربری user1, user2, user3,user4,user5,user6,user7,user8,user9,user10

user11,user12,user13,user14,user15 و پسورد 2 وارد شوید.

براي راهنمايي بيشتر اينجا كليك كنيد

 

برای دریافت نسخه جدید(4.56)ارتباط شیعی اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

اطلاعیه (خبری از سایت رسمی وست ویژن)

کاربران گرامی ؛

 مهندسین شرکت در حال انجام تغییرات بر روی سایت هستند، لطفا به آدرس زیر مراجعه فرمایید.

http://www.vastvision4ever.com

 بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

دفتر جدید وست ویژن بازگشایی شد

بازگشایی دفترجدید شرکت

دیروز چهارشنبه 13/10/1385 ساعت 5 بعداظهر دفتر جدید وست ویژن با حضور بزرگ لیدر

 

 این شرکت جناب مهندس بابایی و حضور مدیران ارشد این مجموعه بزرگ افتتاح گردید .

 

آدرس دفتر جدید شرکت: خیابان یوسف آباد تهران کوچه 29 پلاک 54 میباشد .

 

این ساختمان که شامل 5/2 طبقه که هر طبقه آن فضائی حدود 250 متر میباشد از روز شنبه هفته آینده

 

پذیرای اعضاء وست ویژن میباشد .

 

گزارشی از این مراسم که توسط وبلاگ تیم وست نگارش شده است در زیر می اوریم با تشکر از مدیریت  تیم وست بلاگ 

 

امروز پس از ورود ما را به طبقه بالا که مخصوص لیدر های مجموعه بزرگ

 

 وست ویژن میباشد راهنمایی کردند پس گذشت چند دقیقه که تمامی لیدر ها حضور

 

 بهم رساندند به طبقه پایین که مخصوص مراجعات مشتریان و پاسخگوی نیاز افراد

 

 میباشد راهنمایی شدیم که در آنجا جناب مهندس بابایی هم حضورداشتند طی مراسمی

 

 که از قبل تدارک دیده شده بود یک روبان جلوی درب ورودی بسته شده بود که

 

 بایستی با دستان جناب مهندس بابایی پاره میشد و دفتر رسما افتتاح میگردید .

 

پس از ذکر صلوات جناب بابایی فرمودند که چون دفتر متعلق به خود اعضاء

 

 وست ویژن میباشد لذا بایستی توسط خودتان هم افتتاح گردد لذا از دو تن از مدیران

 

 ارشد آقایان آرش رزقی و تایماز ولیزاده خواستند که این بازگشایی توسط دستان

 

 آنها انجام گیرد .پس از مراسم افتتاح و ورود به آن قسمت و پذیرائی از لیدرها جناب مهندس

 

 بابایی شروع به سخنرانی و پاره ای توضیحات در مورد راه آندازی سایت و مشگلاتی

 

 که در این میان باعث شده بود تا بسته بودن سایت بطول انجامد پرداختند . ایشان در بخشی

 

 از سخنانشان فرمودند اگر شما لیدرها بابت تعمیرات و عدم سرویس دهی سایت  یک برابر

 

 نگرانی داشتید این را بدانید که من ده برابر شما از این بابت ناراحت بودم ولی اکنون که ما

 

 با مجموعه بزرگی روبرو هستیم با یستی در قسمت پشتیبانی سایتی را در اختیار اعضاء

 

 قرار دهیم که توان سرویس دهی بالایی را داشته باشد و به این منظور سایت را در اختیار

 

 سرورهای خودمان در کانادا قرار دادیم و آنها بودند که تا این حد ما را معطل کردند و

 

 انشااله تا آخر امشب این نقیصه برطرف خواهد شد ایشان در بخشی دیگر از سخنانشان

 

  فرمودند از این پس در طبقه فوقانی دفتر این لیدر ها هستند که باید پاسخگوی افراد

 

 مجموعه خود باشند جایگاه یک لیدر باید مشخص شود و بداند که مسئولیت و راهبری

 

 مجموعه خود را بعهده بگیرد و از این بابت بایستی از تمامی توان خود بهره بگیرد و

 

 افراد بایستی ضمن احترام به لیدر خود تمامی مسائلی راکه در مجموعه   وجود دارد

 

 با لیدر خود هماهنگ نمایند و برای لیدرها کارت شناسایی تهیه خواهد شد .

 

در پایان ایشان فرمودند در نظر داریم نرم افزاری را روی سایت نصب نماییم تا

 

 افرادی را که فعالیت بازاریابی ندارند و هیچ پورسانتی را هم در یافت نمیکنند

 

 اتوماتیک بلاک شوند تا بدینوسیله آمار بازدید های بیخودی از سایت حذف شود

 

 در نتیجه سرعت سایت و امکانات دیگر برای افرادی که مشغول به فعالیت میباشند

 

 زیادتر شود و اگر چنانچه این افراد بخواهند فعالیت خود را شروع نمایند با صلاحدید

 

 لیدرها جایگاهشان مجددا فعال خواهد شد.

 

منبع: تیم وست

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

تو با این همه ... !

بر اثر سيل پل اصلي ورودي به دهكده شيوانا خراب شده بود و همه مردم از اطراف براي كمك به اهالي دهكده در مدرسه جمع شده بودند و براي تعمير و بازسازي پل كمك مي كردند. از جمله كساني كه براي كمك آمده بودند چند دختر و پسر جوان با پوشش نه چندان رسمي بودند كه به مذاق بعضي از شاگردان مدرسه شيوانا خوش نمي آمد.

يك روز ظهر كه مشغول كار بودند و همان دختران و پسران نيز به سختي كار مي كردند يكي از شاگردان بسيار حساس شيوانا طاقت نياورد و همراه عده اي ديگر از هم فكران خود گرد شيوانا جمع شدند و با اعتراض خطاب به استاد گفتند: «ببينيد استاد! شما همان گونه كه با ما صحبت مي كنيد، بي تفاوت به لباس و آرايش اين عده جوان با آن ها هم همان طور برخورد مي كنيد. در حالي كه بايد بين ما و ايشان تفاوتي باشد و ما كه سال هاست در مدرسه شما درس معرفت مي گيريم و جامه و آرايش سالكين را داريم بايد لااقل شاهد برخوردي متفاوت از سوي شما باشيم. ما به اين بي تفاوتي شما اعتراض داريم استاد!»

شيوانا نگاهي به آن شاگرد كرد و گفت: «تو با اين همه سابقه و سير و سلوك روزهاست كه از كار خود مي زني و به اين اشخاصي كه اصلا به تو كاري ندارند و براي كمك آمده اند گير داده اي! اما آن ها برعكس با وجودي كه لباس و آرايششان باب طبع ما نيست، به هيچ كس كاري ندارند و با خلوص نيت و فقط به قصد كمك از همان روز اول به سختي مشغول كار هستند. تو خودت انصاف داشته باش! اگر قرار به فرق گذاشتن باشد خالق هستي آن ها را ترجيح مي دهد يا تو را كه با اين همه ادعا از كار مي زني و فقط گير مي دهي؟! اگر جوابي براي اين سوال پيدا كردي به من بگو تا نگاهم متفاوت شود!»

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

درس 50 سنتی از مداومت

درس 50 سنتی از مداومت

 

بعد از ظهر یکی از روزها (آقای داربی) به عمویش کمک می کرد تا در یک آسیاب قدیمی گندم آرد کند . عمویش مزرعه بزرگی داشت که در آن تعدادی زارع بومی زندگی می کردند .

بی سروصدا در باز شد و دختربچه بومی کم سالی به درون آمد , دختر یکی از مستأجرها بود ؛ دخترک نزدیک در نشست . عمو سرش را بلند کرد , دخترک را دید , با صدایی خشن از او پرسید : «چه می خواهی؟»

کودک جواب داد : « مادرم گفت 50 سنت از شما بگیرم و برایش ببرم .»

عمو جواب داد : «ندارم زود برگرد به خانه ات.»

کودک جواب داد : «چشم قربان» اما از جای خود تکان نخورد .

عمو به کار خود ادامه داد . آنقدر سرگرم بود که متوجه نشد کودک سر جای خود ایستاده

وقتی سرش را بلند کرد , کودک را دید که سرجای خود ایستاده است . برسرش فریاد کشید که «مگر نگفتم برو خانه , زود باش وگرنه خدمتت می رسم . »

دخترک گفت «چشم قربان» اما از سر جای خود تکان نخورد .

عمو کیسه گندمی را که می خواست محتویات آن را به حفره آسیاب بریزد روی زمین گذاشت . ترکه ای را برداشت و آن را تهدید کنان به دخترک نشان داد . منظور او این بود که اگر نرود به دردسر خواهد افتاد .

وقتی به محلی که کودک ایستاده بود رسید , دخترک قدمی به جلو گذاشت و در چشمان او نگاه کرد ودر حالی که صدایش می لرزید با فریادی بلند گفت :

«مادرم 50 سنت را می خواهد»

عمو ایستاد , دقیقه ای به دختر نگاه کرد , بعد ترکه را روی زمین گذاشت , دست در جیب کرد و یک سکه 50 سنتی به دخترک داد .

کودک پول را گرفت و عقب عقب , در حالی که همچنان در چشمان مردی که او را شکست داده بود نگاه می کرد به سمت در رفت . وقتی دخترک کم سال آسیاب را ترک کرد , عمو روی جعبه نشست و از پنجره مدتی بیش از 10 دقیقه به فضای بیرون خیره شد .  

 به توانایی خویش ایمان داشتن نیمی از موفقیت است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

حكايتي از مسيح (ع)

حكايتي از مسيح (ع)

 

حكايتي از زبان  حضرت مسيح (ع). مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان مي كرد. حكايت اين است:

مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت. بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند. پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند. كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند. روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند. گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد. شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد. بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است. چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه کار كرده اند. بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند. آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند))

مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد. آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))

كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است. با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )).

مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم. من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نمي شود. من از استغناي خويش مي بخشم. شما نگران اين موضوع نباشيد. شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد. من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم. من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم))

مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند. بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند. بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود. اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند))

 

شما نمي دانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد. او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما. از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد. بايد هم اينگونه باشد. بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است. دوزخ را همين تنگ نظرها برپا داشته اند. زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نمي توانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند.

 

 چند بار در زندگي دعاي خير فرشتگان و جواب مناجاتهايمان را از

 

 دست داده ايم فقط براي اينكه به آن صورتي كه انتظار داريم رخ

 

 نداده اند؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

وست ویژن افتخار ایران و ایرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

با هدف جلوتر از زمان حركت كنيد !!!

 

آيا تا به حال احساس نكرده‌ايد مانند خرگوش سفيد در داستان آليس در سرزمين عجايب هستيد؟ ... هميشه در عجله‌ايد اما هرگز به آنچه كه مي‌خواهيد نمي‌رسيد. آيا شما هم ساعات طولاني كار مي‌كنيد ولي هميشه اين حس را داريد كه اهدافتان در حال گريز هستند؟

وقتي حمايت از دایرکتمان كاهش مي‌يابد فشار كار هجوم مي‌آورد و آنها مجبور مي‌شوند سخت‌تر، طولاني‌تر و سريع‌تر كار كنند. نگرش زمان و رويه واگذاري بخشي از وظايف كاري(تکثیر موثر) به همكاران، ديگر يك موضوع تجملي نيست. اين مهارت‌هاي اساسي ابقاء شده‌اند. افزايش معلومات و تجربيات و استفاده از دانسته هایمان باعث افزايش كارآيي و پيشرفت سريع و مستمر نتورکر مي‌شود.

تعيين اهداف

وقتي اهداف را مشخص مي‌كنيد ويژگي‌هاي زير را در نظر داشته باشيد:

  • اهداف بايد مشخص، قابل اندازه گيري، دستيابي و زمان‌بندي باشند.
  • اهدافي را مد نظر قرار دهيد كه شما را در حد اعلاي انگيزه‌دهي قرار مي‌دهد و امكان بروز قابليت‌هايتان را فراهم مي‌سازد.

ضروري است كه از ابتدا با حس دستيابي به موفقيت شروع به فعاليت كنيد و اين امر تنها با تعيين اهداف در حيطه منابع، بودجه، چارچوب زماني و نگرش مثبت امكان پذير است. هنگامي كه اهداف كاري را مشخص كرديد آنها را در مقوله‌هاي ذيل سازماندهي كنيد:

  • اهداف بلند مدت (شش ماه تا يك سال)
  • اهداف ميان مدت (يك تا شش ماه)
  • اهداف كوتاه مدت (روزانه، هفتگي، ماهانه)

سه هدف اصلي را در هر مقوله به ترتيب اهميت بنويسيد. برگه اهداف را در دسترس بگذاريد و در آغاز و پايان هر روز كاري به آن مراجعه كنيد. آيا وظايفي كه به آنها معطوف شده‌ايد در راستاي اهداف توضيح داده شده است؟ آيا كمك مي‌كنند كه به اولويت‌هايتان برسيد و آنها را كامل كنيد؟ هميشه كارهاي  اضافي و غيرقابل پيش بيني كه به طور خودكار سر مي‌رسند وجود دارند. اما قسمت عمده روز كاري (در حدود ۸۰ درصد) بايد به فعاليت‌هايي كه مربوط به اهداف است، اختصاص پيدا كند.

اگر مي‌بينيد بخش عمده‌اي از وقتتان صرف كارهايي مي‌شود كه در رسيدن به اولويت‌ها كمك نمي‌كند يك ارزيابي مجدد و جدي ضروري است. به عقب برگرديد و عواملي را كه باعث اتلاف وقت مي‌شود شناسايي كنيد. راه‌هايي را جستجو نماييد كه اين مزاحمت‌ها را از بين مي‌برد و تلاش نماييد تا كارها را به صورت مناسب بين نيروهاي كاري تقسيم كنيد.

سرمایه هایمان زمان و انرژی است نه چیز دیگر.......

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

چرا Network Marketing ؟

بازاریابی شبکه ای ،  و بازاریابی چند لایه ای MLM  همگی اصطلاحاتی هستند که به یک نوع "مدل تجاری" Business Model اشاره می کنند. با وجود قضاوت نادرست بسیاری افراد و همچنین علی رغم بکار گیری نادرست، توسط برخی افراد غیر آگاه، بازاریابی شبکه ای از پتانسیل اجرایی استثنایی برخوردار است . در هر شاخه چندین سیب خراب وجود دارد و در این صنعت گاهی بیش از آنچه انتظار می رود.

اما در صورتی که بتوانید یک شرکت تجاری "شایسته" را بر گزینید ، می توانید نتایج فوق العاده ای کسب کنید. بازاریابی شبکه ای بر خلاف تجارت های سنتی یا تجارت franchise  ، تنها مدل تجاری است که از سه مزیت مهم به یکجا بهره می گیرد و ترکیب این سه عامل است که به مدل تجاری بازاریابی شبکه ای ، پتانسیل اجرایی خارق العاده ای میدهد. هیچ تجارت دیگری را سراغ ندارم که این سه عامل قدرتمند را با سرمایه اندک و زمان کوتاه به خدمت بگیرد. حال آنکه پیوستن به  Network Marketing فقط با خرید یک کالا امکان پذیر است .

با محبوبیت و عمومیت اینترنت فرصت های زیادی در اختیار عموم قرار گرفته است. هر یک ازما قطعا بارها با پیام های "سریع و ساده پولدار شوید" بر خورد کرده ایم اما در این میان فقط تعداد محدودی از این هزاران مورد، یک فرصت واقعی برای کسب ثروت هستند. به عنوان مثال من اخیرا ایمیلی دریافت کرده ام که ادعا دارد "بهترین پلان سود رسانی" را دارد و در ماه بیش از 000/400 $ پورسانت می پردازد و تا به حال بیش از 000/650 نفر از این درآمد ها آن بهره مند شده اند.این ارقام، ما را به هیجان می آورند اما  با کمی دقت در می یابیم، اگر چنین باشد آنها به طور متوسط به هر فرد در مجموعه 61/0$ یعنی 61 سنت می پردازند و ادعا می کنند که برخی افراد می توانند تا حدود 000/10$ در ماه درآمد کسب می کنند . اگر چنین باشد با متوسط 61 سنت برای هر فرد، برای عده کثیری هیچ پولی باقی نمی ماند .

اما بگذارید این گونه شروع کنیم. سیستم های آموزشی، ما را ترغیب می کنند آنچه می دانیم برای خود به عنوان راز نگه داریم وخود را برای یک"شغل"و نه یک"فرصت تجاری کارگشا" آماده کنیم . از این میان برخی می خواهند رئیس خود باشند ولی از آنجا که شهامت لازم برای کسب موفقیت در خارج ازحیطه امن خود را ندارند نمی توانند به بسیاری از خواسته هایشان برسند . برخی دیگر از کار خود و شیوه زندگی خود راضی هستند و چیز بیشتری نمی خواهند و برخی دیگر همیشه از شکست می هراسند .

مراجع :

 How To Build a Lifetime Residual Income                        by:   Andre Vatke

www.Powerhomebiz.com                                            by : Mike Duffey

واحد آموزش:Vast Goal Blog

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

 
 
 
دوستان عزیزی که تمایل دارند بدانند که در دبی چه گذشت اینجا کلیک کنند .
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

هیچ کس جز خود ما مسئول بدبختی و خوشبختی های ما نیست.(بودا)

يک روز گرم، شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن برگ های ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمين افتادند.
شاخه چندين بار اين کار را درد منشانه و با غرور خاصی تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسيار لذت می برد.
برگی سبز و درشت و زيبا به انتهای شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت می کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسيد آن را از بيخ جدا می کرد و با خود می برد. وقی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خودش را تکان داد تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتی که داشت از شاخه جدا شد و بر روی زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد بی درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمين افتاد .
ناگهان صدای برگ جوان را شنيد که می گفت: اگر چه به خيالت زندگی ناچيزم در دست تو بود ولی همين خيال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه ی حياتت من بودم.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

امروز اولین روز

امروز اولین روز از بقیه عمر من است

                           پس برای هیچ کاری دیر نیست   

 برای یک بار دیگر باید دریا دل بود.

پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با مرور زمان کم میشود اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است پس باید بیشتر فکر کنیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

زماني كه خط فقر 200 هزار تومان است , دستمزد 122 هزار توماني چه مفهومي دارد ؟

زماني كه خط فقر 200 هزار تومان است , دستمزد 122 هزار توماني چه مفهومي دارد ؟
اگر دولت قادر به ترميم دستمزدها نيست, يارانه ها را تزريق كند
تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده بجنورد و جاجرم در مجلس مي‌‏گويد: در شرايطي كه خط فقر در كشور مبلغ 200 هزار تومان اعلام شده , تعيين 122 هزار تومان به عنوان حداقل دستمزد كارگران چه مفهومي مي تواند داشته باشد .

" موسي الرضا ثروتي" در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا, تصريح كرد : بر اساس ماده 41 قانون كار , افزايش دستمزد كارگران بايد منطبق با نرخ تورم باشد , در حالي كه با وجود تلاش نمايندگان كارگري و مساعدت دولت , حداقل دستمزد تعيين شده , ظرف سالهاي اخير به مراتب پايين تر از نرخ تورم است .
اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس تاكيد كرد‌‏: با 122 هزار تومان حداقل دستمزد و دريافتي متوسط 150 هزار تومان در ماه در شهرهاي كوچك نيز نمي توان زندگي متوسطي داشت چه برسد به تهران كه هزينه ها سرسام آور است .
"ثروتي" گفت‌‏: دولت بايد تلاش كند تا دستمزد كارگران حداقل به ميزان خط فقر نزديك شود و حتي بالاتر از اين ميزان نيز باشد و اگر قادر به چنين كاري نيست‌‏, يارانه‌‏هاي مستقيم و غير مستقيم را براي اقشار آسيب‌پذير و حقوق بگير اختصاص دهد تا از گسترش فقر و محروميت جلوگيري نمايد .
نماينده بجنوردو جاجرم در مجلس گفت‌‏: زماني كه دستمزد كارگر پايين است و هزينه هاي زندگي بالا , او انگيزه لازم را براي كار و تلاش نداشته و راههايي چون كم كاري را در پيش مي گيرد كه به هيچ وجه به نفع صنعت و اقتصاد كشور نمي باشد و زمينه ساز بسياري از مشكلات خواهد شد .
اين نماينده مجلس با تاكيد مجدد بر افزايش دستمزد متناسب با تورم جامعه , گفت : به اعتقاد من حداقل دستمزد علاوه بر شرايط تعيين شده در قانون كار , مي بايست در مورد افراد تحصيل كرده و متخصص به گونه‌‏اي تعريف شود كه انگيزه‌‏هاي لازم را نزد آنان ايجاد كند تا با دلگرمي بيشتر به كار و تلاش بپردازند .
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك ( المپيك معلولين ) در شهر سياتل آمريكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.

همه اين 9 نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم. آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند. بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود.

ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد . اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد.

هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند.

يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود، خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده .

سپس هر 9 نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پايان رساندند.

در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقيقه براي آنها كف زدند.
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید ...

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است.
 
 
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل  بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است.
 
 
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود.
 
 
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

FROGS

FROGS
قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who
arranged a running competition.
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند.

 
The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.
 
A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants....
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...
 
The race began....
و مسابقه شروع شد....
 
Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی
بتوانند به نوک برج برسند.
 
You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:

"Oh, WAY too difficult!!"
"اوه,عجب کار مشکلی!!"

"They will NEVER make it to the top."
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."
 
or: 
یا:
 
"Not a chance that they will succeed. The tower is too high!"
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"
 
The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...
 
Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...

The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one
will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
 
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...
 
But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....

This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!
 
At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟
 
A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا
کرده؟

It turned out....
و مشخص شد که...

That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده!!!

 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or
pessimistic....   because they take your most wonderful
dreams and wishes away from you -- the ones you have in
your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your
actions!

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که
از ته دلتون آرزوشون رو دارید!
همیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

Therefore:
پس:

ALWAYS be....
همیشه....

POSITIVE!
مثبت فکر کنید!

And above all:
و بالاتر از اون

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill
your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید
رسید!

Always think:
و همیشه باور داشته باشید:

God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونیم بکنیم

Pass this message on to 5 "tiny frogs"  you care about.
این متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید.

Give them some motivation!!!
به اون ها کمی امید بدید!!
 
Most people walk in and out of your life......but FRIENDS
leave footprints in your heart
 In two days tomorrow will be yesterday. Today is no
special day and I have no particular reason for writing to
you... I have no news to tell you.... nor any problems to
discuss with you.... or gossip to tell you... It's only one of
those happy moments... when I thought of you... and I
would like to share these thoughts with you...
MANY SMILES BEGIN BECAUSE OF ANOTHER
SMILE...

آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی
دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت.
بعد از دو روز فردا هم دیروز خواهد شد.امروز روز خاصی نیست و من
هم دلیل خاصی برای نوشتن برای شما ندارم...من خبر جدیدی براتون
ندارم...حتی مشکلی که دربارش باهاتون درد دل کنم هم نیست...یا خبری
که از کسی دیگه ای باشه...ولی یکی از لحظه های شاد زندگی منه...چون
وقتیه که دارم به شما فکر می کنم...و دوست دارم این لحظه رو با شما
قسمت کنم...خیلی از لبخند ها به خاطر یک لبخند دیگه بوجود اومدند...  

To The World You Might Be One Person; But To One
Person You Might Be the World.
 
برای دنیا شما فقط یک نفرید؛ولی برای بعضی ها شما تمام دنبا هستید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

جابجایی دفتر

قابل توجه اعضاء محترم ؛

 

 

  به اطلاع می رساند که به دلیل جابجایی و انتقال دفتر ساعی به مکان جدید ، دفتر شرکت از امروز به مدت یک هفته تا 10 روز تعطیل خواهد بود و از پذیرفتن اعضاء در این مدت معذور می باشیم.

 مکان جدید ساختمانی است که به طور کامل دراختیار شرکت قرار دارد که دارای دو و نیم طبقه بوده و امکانات مناسبتری برای مراجعه اعضای محترم وست ویژن در نظر گرفته شده است و نیز در این مکان برای سرویس دهی توسط بخش پشتیبانی تعداد پاسخگویان در این خصوص افزایش خواهد یافت.

 

منبع:سایت شرکت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

مردی که پلهای پشت سرش را ویران کرد

مردی که پلهای پشت سرش را ویران کرد

 

مدتها پیش یکی از جنگجویان بزرگ با موقعیتی روبرو شد که باید تصمیمی می گرفت تا موفقیت او را در جبهه نبرد تضمین کند . او می خواست سربازانش را به جنگ دشمنی قدرتمند گسیل دارد که شمار سربازانش به مراتب از سربازان او بیشتر بود .

او سربازانش را سوار بر قایق به سرزمین خصم برد . سربازان از قایقها پیاده شدند . و آنگاه دستور داد که کشتیها را آتش زدند . این رهبر خطاب به سربازانش گفت «کشتیها را می بینید که در آتش می سوزند . ما راهی جز پیروزی نداریم , انتخاب دیگری نداریم . یا پیروز از میدان به در می آئیم یا هلاک می شویم . »

 

آنها پیروز شدند .

 

بیندیشید و ثروتمند شوید , ناپلئون هیل .

 

  هرکس طالب پیروزی است باید کشتیها و پلهای پشت سرش را

   در آتش بسوزاند و راههای عقب نشینی را برخود ببندد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت   توسط گروه كيميا  | 

تاریخچه نتورک

کلمه Network در لغت به معنی شبکه و Marketing به معنی بازاریابی می باشد و در جمع معنای بازاریابی شبکه ای را می گیرد .

این نوع بازاریابی با نام Multi Level Marketing یا MLM هم معروف است که به معنی بازاریابی چند مرحله ای (لایه ای) است . Matrix Marketing از نام های دیگر این بازاریابی می باشد .

mlm

چیزی حدود شصت سال پیش دو دوست با نامهای جِی ون اندل (Jay van Andel) و ریچ دِوُس (Rich Devos) دوستیشون با یک پیشنهاد از سوی ریچ به جی شروع شد .

وقتی ریچ از جی خواست تا او را به ازای 25 سنت در هفته با دوچرخه خود به مدرسه برساند . بعد از دوران دبیرستان این دو وارد ارتش شدند و همان زمان تصمیم گرفتند بعد از خدمت با هم یک بیزنس را آغاز کنند . در سال 1949 دو مرد جوان توزیع کننده (بازاریاب) کمپانی نوتریلیت (Nutrilit) شدند نام این کمپانی قبل از نوتریلیت California Vitamin بود .

 در دهه بعد در سال 1959 این دو ، کمپانی آم وی (Amway corporation) را افتتاح کردند و درواقع اولین کمپانی بازاریابی شبکه ای پا به عرصه گذاشت . و حالا پس از چندین سال همچنان این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین کمپانی های دنیا مطرح است و در 54 کشور دنیا نمایندگی دارد و در بیش از 80 کشور مشتری . جی ون اندل یکی از دارندگان Amway در سال 2004 در گذشت . او متولد سال 1924 بوده است . هم اکنون کمپانی Amway تحت سرپرستی دو تن از پسرهای ریچ و جی می باشد .

امروز این کمپانی به عنوان بزرگترین کمپانی فعال در زمینه نتورک مارکتینگ در دنیا مشهور است . هرچند این کمپانی در ایران از گستردگی قابل تو جهی برخوردار نیست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت   توسط گروه كيميا  |